تبليغاتX
رستگاری در ساعت گرگ و میش
الان ساعت پنج دقيقه به دوازده ست.
يک ساعت ديگه حم ساعت پنج دقيقه به دوازده ست .
درست مسل یک ساعت پیش که پنج دقيقه به دوازده بود ...


* - از قذای بیمارستان مطنفرم مطنفرم مطنفرم

 نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 16:35  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک 

به خاتر خانوم عباسی که لیسانس مدیریط داره اما به خاتر نیاز مالیش تو بیمارسطان دی لگن میزاره زیر مریظا.


تساهب روح یکی دیگه؟
نه ! روح خودم حنوز رو دصتم باد کرده.

زورچپون: یه اسل کلی میگه که دخترای اطوبوس بقلی حمیشه خوشگل ترن.

*- کاش خدا مادر بود ! ...مژده ...

 نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 20:33  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک 

- آقا شما کجا پیاده میشین ؟
+ بی ضحمت آخر  این  آهنگ غشنگه !

 نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 17:48  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک