تبليغاتX
رستگاری در ساعت گرگ و میش
خب تغصير خودم بود
بايد غبل از پريدن بال هام رو چک میکردم که نکردم و ...
راسطی عزیزم تو بالهاتو کجا جا گزاشتی ؟!

 

* ـ ... اما بستگي داره از کدوم ور به ميله ها نگاه کنی .
    * ـ
مامان ميگه ضحاک وغطی ناراهته زياد غذا میخوره !
         منم میگم هستی وغطی ناراهته زیاد آرا یش میکنه !!
            عزیزم تو چیزی نمیخای بگی ؟!

 نوشته شده در  شنبه 24 شهریور1386وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 0:56  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک 

آدمای زندگی من سه دستن :
دسته اول
دسته دوم
دسته سوم !
اين محم نيست که تو جزو کدوم دسته ای
محم اينه که قسمطی از زندگی من حستی ، هستی .

 

* ـ ديشب حر کاری کردم خا بم نيومد مجبور شدم خودم برم پيشش !
    * ـ 
عزيزم سعی کن ا ينو بفحمی که تو به يه مخ احتياج داری که من بزنمش ! خاهشن به خا تر من ا ين يکی رو به حر جون کندنی که حست يه جوری رديفش کن !

 نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 23:15  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک 

عزيزم اونقدر از دسطت عسبانيم که ميخام سر به تنت که حيچ ، حيچي به تنت نباشه !
... هو سله نداری ؟ خوب نظرت چيه عزیزم که من چشاتو از کاسه در بيارم تا باهاش يه قل دو قل بازي کنيم ؟!

 

       * ـ نمي دونم چرا حميشه اون گاوت که مي زاد مال منه ؟! . . .
 * ـ
دیشب پشت خونمون ، تو اون اضدهام ِ جشن ِ نیمه شعبون و تو اونحمه گناه یه کشف بزرگم کردم ! ا ینکه يه خط لب هرفه اي مي تونه خيلي چيزا رو ، و خیلی خیلی چیزا رو عوض کنه ... !

 نوشته شده در  پنجشنبه 8 شهریور1386وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 14:25  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک