![]() |
* - اردیبحشت باز یه ماه دیر اومدی زمستون رفط
چی میشد امسالو میموندی زمستون ؟... من یه کاجم با بهار کاری ندارم
* - دیشب تو میون آن حمه محمون و شلوغی یکباره روی مبل تک نفره حمون طورکه نشسته بودم خم شدم ٬ سرمو روی لبه مبل گزاشتمو پاهامو بقل کردم و چشم هام بسته شد ...خا بم رفت !
یه روز شیتون به حوا گفت : آدم عاشغ کس دیگه ای شده !
حوا گفت : اینجا به جز من کسی نیست
شیتون دستشو گرفت و برد دم چاه آب
حوا تا زن زیبا رو توی چاه دید به فکر انطقام از آدم افتاد
بعد حم رفط و اون سیبو خورد
* - تموم شدم بسکه خودمو بالا اُوُردم !
... فکر کردم خودمو پیدا کردم
ولی دیدم نه
حالا حالاها باید برم گم شم !!
* ـ کاش جای چوب نماهای توی شومینه بودیم که قرار نبود حیچ وقط بسوزیم ... ما حیچی نیستیم فقت یه عاشغیم !