تبليغاتX
رستگاری در ساعت گرگ و میش
و آدم هايی که دروق مي گويند ... آدم هايی که عينک ميزنند...
آدمهايی که از زندگی فقت رفتن و آمدن آموخته اند...
آدم هايی که ميتونن از پشت عينکهاشون وقيهانه به تو چشم بدوزند و انتضار داشته باشند به آنها لبخند بزنی و راحی بگشايی!...
آدم هايی که دروق مي زنند و عينک ميگويند...
و آنقدر پيچيده -خب اصلن ساده نيست- تو رو دنبال ميکنند که تو گاحی فکر ميکنی واقعن خبری هست !...
آدم هايی که پشت چراق قرمز زندگيت به صف می ايستند تا حر وقط نوبتشون شد بيان جلو ... ميان چشمهات زول بزنند و همينتور راهشون رو کج کنند و بروند...
آدم هايی که سال ها رفته اند و آمده اند مبادا عرسهء زندگی خالی بمونه و کسی دلش شور بيفته...
مي افته ؟!
من که هواسم به آمدن ها نيست...دلم از رفتنها ميگيره...
به آدم ها...
میگن از حر چی بطرسی سرت میاد...
جرعت نمیکنم بگم از چی میترسم ....
جرعت نمیکنم بگم چی داره مثل خُره منُ روهمو میخوره و من حمین روزا تموم میشم...
حنوزم هستن آدمهایی که سحم کوچیکی از زندگی و آدمها میخان ...

 

زورچپون : و عاشق اين روزهام که وقاهت خوردن به صبر ميفروشم و لبخند ميزنم به حمين يک نغطه که خط ميان توانستن و نتوانستن رنگِ معني ميبازه...
   * ـ چغدر ستاره ها غبته ميخورن به سياره ها وقطی در تاريکی شب در آرزوی کمی گم شدن هستن

 نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 22:55  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک 

معمولِ که :
ذُکور در تغابل با أُناث زود اسير ميشوند و زود سير و أُناث در تغابل با ذُکور دير اسير ميشوند و دير سير .
اگر عغيده اي بالعکس داريد خيلي محم نيست چون زمانِ فرآيندِ حذفِ الف در هر دو واکنش يکسان است .
( امام ضحاک )

 

زورچپون : و در جایی ديگر ميفرمايد : جرزن به جرش میرسه .

خُدم شنیدم شيطان درونم به خدای درونم گفت : آدم درون اين رو از اينجا حم بيرون کردی ؟!

* ـ فلسفی شدم انگار ! ... از خُدم بدم میاد .

 نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 0:39  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک 

به مامان خُشگله
ممنون ،
كه حر روز مرا نميفحميد !


عزیزم یادت باشه در اين زمونه خوندنِ دستِ آدمها صودمندتر از خوندنِ دست نوشته هاشونه

زورچپون : خواهی نشوی همرنگ , رسوای جما ئت شو ...

* ـ  تابستون خر خودطی کره خرم بچه هاتن ! فکر نکن من یکی با این یه نموره بارون که زدی خر میشم ... برو بزار باد بیاد ؛ برو بزار برف بیاد .


خدای عزيز ميدونم که کارت درسته
و قراره حال بدی ...
ولی خاهشن اين بارو درست نشونه بگير .
غربانت ، هدف !

 نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 16:15  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک